تبليغاتX

به او بگوييد دوستش دارم به او كه گل هميشه بهار من است به او كه قشنگترين بهانه براي بودن من است به او كه عشق جاودانه ي من است...***My LovE MohamMad***I LovE You*** ♥«•´¨*•.¸¸.*عاشق ترين عاشق *.¸¸.•*¨`•»♥

*
*
*
*
*
*
*



♥«•´¨*•.¸¸.*عاشق ترين عاشق *.¸¸.•*¨`•»♥

براي تنها گل كوير قلبم محمد
MohamMad & Ani
دلتنگيــــــــــا
دوستاي مهربون من ومحمد
عاشقانه ها
آمار وب
طراح قالب:
لوگو عاشقا
كدهاي جاوا
تولدت مبارک زندگیه من

 

تـــــــــــــــــولد ت مبـــــــــارك بهتريـنـــــــــــم

 

 

 

 

سلام.

امروز واسه من زيباترين روز خداست روزي كه خدا بهترين و مهربونترين

بنده اش رو به من داد روز تولد محمد جونم ،تولد كسي كه

همه دار و ندار منه تولد وجودم ،تولد احساسم ،فرشته ي مهربونم

امروز برام با همه ي روزا فرق داره،

قربونش برم ،امسال سومين ساليه كه روز تولدشو تو وبلاگم جشن مي گيرم

سال اول تو وبلاگ قلبي براي  تپيدن ،سال دوم روياي بي بهانه و امسال

عاشق ترين عاشق ابدي ترين وبلاگي كه من ساختم اين وبلاگ تا وقتي كه

من زنده ام و نفس مي كشم زنده است و از عشقم ،محمد جونم ميگه.

محمدم ، زندگيه من ، خيلي دوست داشتم كنارت بودم خودم تولدتو برات

جشن مي گرفتم و بهت تبريك مي گفتم نمي دونم تا كي بايد انتظار

چنين روزي رو بكشم ولي هر چقدرم باشه مهم نيست مهم اينه كه هنوزم

مثل همون روزاي اول عاشقتم ودوستت دارم حتي بيشتر از اون روزا خيلي بيشتر ،

هنوزم قلبم ماله توست و عاشقانه به عشق تو مي تپه ،همون هديه ي هميشگي

قلبم با يه دنيا احساس و علاقه تقديمت ،

دوست دارم همه خوبياي دنيا را يكجا تقديمت كنم ولي در برابر خوبياي تو هيچه

نمي تونم چيزي پيدا كنم كه لايقت باشه،ارزشت خيلي بيشتر از اينه كه قابل وصف باشه

ولي بارها گفتم بازم ميگم از صميم قلب دوستت دارم از صميم قلب عاشقتم

تولدت مبارك يكي يه دونه ي من دنياي من،دوستت دارم دوستت دارم خيلي دوستت دارم

مي خوام داد بزنم به همه بگم كه دوستت دارم بگم كه ديشب تك ستاره ي من

به زمين افتاد خدا تو رو واسه من فرستاد خدايا ازت ممنونم ،ممنونم كه محمدمو

به من دادي كه عاشقم كردي كمكم كن هميشه قدر عشقمو قدر محمدمو بدونم

كمكمون كن تا ابد عاشق بمونيم ،محمد جونم من تو اين چند ماه اخير

خيلي اذيتت كردم بايد منو ببخشي به خدا دست خودم نيست نمي دونم چرا

هر وقت دلم برات تنگ ميشه قاطي مي كنم دوست دارم ازت گله كنم ولي ببخش منو

من دوستت دارم ديوونه ، خب وقتي دلم برات تنگ ميشه نمي دونم چيكار كنم

همه ي دلتنگيامو سرت اينجوري خالي مي كنم.

بلاخره يه روزم نوبت ما ميشه شايد يه روزيم برسه كه دنيا به كام ما بشه

اميدوارم سال ديگه كنارت باشم وخودم تولدتو برات جشن بگيرم ،

21 فروردين محمد جونم اومد كرج تا همديگرو ببينيم ولي متاسفانه موقعيت من

طوري بود كه نتونستم ببينمش خيلي برام سخت بود كلّي انتظار كشيده بودم

ولي نشد بعد از اونم چند بار خواست بياد كه بازم نشد ،ولي بلاخره

7 خرداد يعني همين سه شنبه اي كه گذشت ديدمش،فداش بشم دلم خيلي تنگيده بود

محمد جونم ببخشيد نشد خيلي بمونم خوشحالم كه ديدمت خيلي خوشحالم ببخشيد

 كه موقعيت بازم جور نشد ولي همينم خودش كلي بودا...

اين كه زياد آپ نمي كنم تقصير محمد جونمه آخه گفته چون خودش نمي تونه

بياد نت منم نيام قرار شده فقط مناسبتا آپ كنم مثل امروز كه تولد جيگرمه ،

پستم خيلي طولاني شد آخه خيلي وقته نيومدم حرف زياد دارم امروز اومدم كه

تولد محمدمو تبريك بگم فداش بشم من ، محمد جونم امروز وقته درددل نيست

آخه تولدته بايد شاد باشيم بايد جشن بگيريم ولي محمد دلم برات تنگ شده

دلم خيلي گرفته خيلي ، كاش مي شد...

دوستت دارم ،محمد دوستت دارم ،بازم ميگم تولدت مبارك اي همه هستيه من ،

اميدوارم سالهاي خوب و شاد و بي دغدغه اي در انتظارت باشه بر خلاف

سالايي كه گذشت ، اميدوارم هميشه موفق باشي هميشه سلامت باشي ...

مي دوني الان كه دارم اين پستو مي نويسم چه آهنگي رو دارم گوش ميدم اگه گفتي؟

... مـــــي ميــــرم بــــــرات ... اون روزا رو يادته؟

دوستت دارم محمد حتي بيشترازاون روزا، يادت باشه مي خوام شاد و سرحال باشي

پس مراقب خودت باش خيلي مراقب خودت باش مي خوام خنده هيچ وقت از لبات

محو نشه ، خودم فداي اون خنده هاي قشنگت ميشم ، يادت باشه تو اميد لحظه هاي مني

يادت باشه دوستت دارم بي بهانه ، عاشقتم صادقانه .

خيلي حرف دارم خيلي ،ولي بيشتر از اين ادامه نميدم شايد يه فرصتي پيش بياد

كه باهم حسابي حرف بزنيم مثل اون روزا...

بازم ميگم مراقب عســـل من باشيااااااااااا...

 

 

 

 

« تـــــــــــولد   تـــــــــــولد  تـــــــــــــــــولدت مبـــــــــارك »

 

 

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 10 خرداد1387 در ساعت: 6:6
|+|
 

 

هرروزتان نوروز

 نوروزتان پيروز

                     

 

     سلام به محمد عزيزم و دوستاي مهربوني كه وبلاگ منو همراهي مي كنن.

سال جديد رو به همتون تبريك ميگم و اميدوارم سالي سرشار از

موفقيت و شادي در انتظارتون باشه...

راستش بهار واسه من يه رنگ و بوي خاصي داره از نظر من همه ي فصلا

قشنگه ولي بهار آغاز ماست ، عشق ما، منو محمدم ،فصل آشناييمون

در ضمن تولد محمد جونمم تو بهاره...

فداش بشم از وقتي باهاش آشنا شدم احساسم قلبم ذهنم همش تغيير كرده فقط شده

يه چيز فقط و فقط يه اسم يه شخص محمدم فرشته ي مهربونيا قربون دل كوچيكش برم

خيلي مهربونه ولي خيلي خودشو اذيت مي كنه مثل يه بچه پاك معصومه .

اميدوارم عشقمون هميشه پاك و پايدار و بهاري بمونه .من كه تا ابد دوسش دارم

 تا ابد قلبم براش مي تپه.13 فروردين ميشه سالروز آشناييمون

دوسال كامل ميشه 24 ماه انتظار ، دلتنگي ، سختي و سادگي

غم و شادي ، يه جورايي هم زود گذشت هم دير روزاي شاد و قشنگمون خيلي زود

تموم شد ولي دلتنگي و انتظار، غم و ماتم خيلي طولاني شده خيلي ، واقعا داره

منو از پا در مياره خداكنه زودتر تموم شه اميدوارم امسال بر خلاف سال گذشته

كه اوج سختيا بود با شادي و راحتي همراه باشه.

لحظه ي سال تحويل همش تو فكر محمد جونم بودم از خودم بي خود شده بودم

اصلا نفهميدم كه كي سال تحويل شد ...

محمد جونم خيلي دوست داشتم كنارم بودي توچشاي نازت نگاه مي كردم و

سال جديد رو  بهت تبريك مي گفتم و برات آرزوي خوشبختي مي كردم.

با همه ي اينا اينو هميشه يادت باشه تو هر لحظه تو ذهنمي

 فقط تو رو مي بينم فرشته ي من

روياي زيباي من،زندگيه من،بهار من ،تو اميد نفساي مني.

از حالا روز سيزدهم رو بهت تبريك ميگم هم به تو هم به خودم ،

كه اگه يه وقت سيزدهم نتونستم بيام اينجا جلو جلو تبريك گفته باشم.

راستي محمد جونم قراره بعد از عيد بياد ببينمش نمي دونم دقيقا كي ولي مياد

 از حالا دارم ثانيه شماري مي كنم بدجوري محتاج نگاهشم بدجوري دلم هواشو كرده

 مي خوام ببينمش حتي براي يه لحظه دعا كنيد موقعيتي

پيش بياد كه بتونم ببينمش.محمد عزيزم زندگيه من،نفس من بي صبرانه منتظرتم.

تو اين چند مدت گذشته چند بار تونستم با گلم صحبت كنم چقدر دلتنگش بودم

خداكنه بازم بشه صداي نازشو بشنوم.ديگه بايد برم.

محمد جونم يادت باشه دوستت دارم بيشتر از هميشه عاشقتم ديوونه وار

و با تمام وجود مي پرستمت ...

 

تنگه دلم براي تو ، واسه تو پاره ي تنم

حالا كه نيستي من شبا اسمتو رو صد تا ورق

مي نويسم خط مي زنم

وقتي تو كوچه ي بهار قدم زنون تنها ميرم

وقتي تو پارك رو نيمكتا تنهايي آروم ميگيرم

دلم برات تنگ نميشه ، تو رو كنارم مي بينم

دقيقه ها دقيق شدن ثانيه ها نمي گذرن

هر روز غروب تو نيستي و غم ها به من سر مي زنن

كاشكي مي شد ببينمت بگم دلم تنگه برات

بدجوري تنها موندمو زخم زبونم مي زنن...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه 3 فروردین1387 در ساعت: 15:44
|+|
تولدم مبارک

چند روزه طفلكي چشمام روز و شب واست مي باره

عاشقت شبا به يادت چشماشو رو هم ميذاره

همه دنيا يه جاده است من و تو مسافراشيم

قدر امروزو بدونيم ممكنه فردا نباشيم.

 

سلام نفسم .خوبي فدات شم؟

يواش يواش امسالم داره تموم ميشه امروز تولد منه نمي دونم يادت

هست يا نه.امسالم مثل سال گذشته... فصل زمستون فصل بدبيارياست

فصل دلتنگيا غم و غربت ، اميدوارم بهار خوبي در انتظارمون باشه

از اين تبعيد از اين فاصله ها از همه چي خسته شدم.

اميدوارم زودتر تموم شه.

ازت خيلي گله دارم وضعيتتو درك مي كنم مي دونم برات سخته بياي

اينجا ولي كاش مي يومدي دوست داشتم بياي ...

ببخشيد تو اين چند روز نتونستم باهات تماس بگيرم قول داده بودم

برات اس ام اس بدم ببخشيد نشد.تو كه مي دوني من اهل بدقولي نيستم

ولي اين روزا خيلي سخت مي گذره يه ترسي همش تو وجودمه

ديگه نمي خوام كار احمقانه اي كنم مي ترسم فاصلمونو از اينم بيشتر كنه

واقعا نمي دونم بايد چكار كنم نمي خوام اشتباهات گذشته تكرار شه

نمي خوام وضعيت از ايني كه هست بدتر شه نمي خوام...

كاش بدوني چقدر دلتنگتم چقدر دلم هواتو كرده تو اين هفته تمام

سعيمو مي كنم كه باهات تماس بگيرم يا حداقل برات اس ام اس بزنم

خيلي خيلي مراقب محمــد جونم باش ...

جوجوي من مراقب باش نشكنيااااااااااا...

الان نيستي باهام كل كل كني هر چي بخوام ميگم عســــــــــــل...

دوستـــت دارم ...هميشــــــــــــه...همه جــــــــــا...همه وقـــــــــــــت...

 

پايــان زندگيســت همين بي تـــو بودن...

 

در تمام لحظه هايم كسي خلوت تنهاي ام را حس نكرد

آسمان غم گرفته بركه ي طوفاني ام را حس نكرد

او كه سامان غزلهايم از اوست

بي سر و ساماني ام را حس نكرد...

 

تولــدم شــد بي وفـــا از تو نيومد خبــري...


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 10 اسفند1386 در ساعت: 13:49
|+|
براي تك ستاره ي قلبم
 

 

 

سلام يه دونه ي من خوبي؟خيلي خوشحالم باورم نميشه دوباره صداتو شنيدم

نمي دوني چقدر دلتنگ بودم.

ديشب كه زنگ زدي خونمون مامانم كه گفت حرف نزد قطع كرد

فهميدم تويي رفتم شماره رو نگاه  كردم ديدم خودتي

نمي دوني چه حالي داشتم قلبم انقدر تند مي زد كه با خودم گفتم

الانه كه از كار بيفته نمي دوني چه حسي بود خيلي اذيت مي شدم ولي

اين حسّو دوست دارم چون نشون ميده هنوزم عاشقم.

خيلي خوشحال شدم ديدم موبايلتو روشن كردي آخه خونتون كه نمي تونم

زنگ بزنم خيلي تابلوئه تو هم اگه از خونه زنگ بزني ديگه هيچي بابام منتظره

 يه بار ديگه شمارتو ببينه پوستتو بكنه خدا رو شكر شماره ي همراهتو نمي دونه.

بدجوري قاطي كرده بودم دلم هوايي شده بود مي خواست حتما باهات حرف بزنه

به اين در اون در ميزدم كه چه جوري بهت زنگ بزنم تا اين كه تصميم گرفتم

آخر شب بهت اس ام اس بدم فقط دعا دعا مي كردم كه بيدار باشيو جوابمو بدي

اولش باورم نميشد گفتم نكنه من شماره رو اشتباهي ديدم به خاطر همين اولش

تك زنگ زدم ببينم گوشيت روشنه يا نه كه ديدم روشنه و تو هم با يه تك زنگ

جوابمو دادي.واي باورت نميشه انقدر خوشحال بودم كه داشتم پر در مياوردم .

بي تاب بودم كه صداتو بشنوم درسته كه من نتونستم حرف بزنم ولي

همين كه من صداي قشنگتو شنيدم از همه ي زيبايي هاي دنيا زيبا تر بود انقدر

خوشحال بودم كه دوست داشتم فقط گريه كنم تو برام حرف بزني و من ...

خيلي سعي كردم كه اشكامو ازت پنهون كنم نمي خواستم ناراحت شي آخه تو

 قسم ميدي بدجوري آدمو مي سوزوني ،محمد جونم من وقتي در نهايت دلتنگي

مي تونم دوباره صداي نازتو بشنوم وقتي تو دلتنگيام گم شدمو راهي واسه

داشتنت ندارم آخه جز گريه كار ديگه اي از دستم بر نمياد اگه گريه نكنم از

غصّه دق مي كنما بغض خفم مي كنه ،تو رو خدا ديگه قسم نده من اصلا از

اون حرف خوشم نمياد قسمم نده خيلي ناراحتم مي كني ايندفه خواستي قسم بدي

بگو مرگ آنيتا...يه دنيا دلم برات تنگ شده بود هنوز باورم نميشه تا صب به يادت

بيدار بودم به ياد اون روزا اون شبا نمي دوني چه شب قشنگي بود برام حرفات

خيلي خوشحالم كرد اميد از دست رفتمو بهم برگردوند اميدوارم حرفات

حقيقت داشته باشه و پاشون وايستي قبلا بهت گفتم هيچ چيز برام با ارزش تر از

سلامتيه تو نيست هيچ چيز تو دنيا برام قشنگ تر از لبخند و شاديه تو نيست

پس اگه دوستم داري مراقب خودت باش، كمك كن هم به من هم به خودت بعد از

 اينهمه سختي بالاخره بايد يه زندگيه شاد و بي دغدغه اي داشته باشيم

ديگه هم از نا اميدي نگو ما هنوز وقت داريم شايد زمان ببره شايد خيلي دير

به هم برسيم ولي يادته خودت هميشه بهم مي گفتي مهم اينه كه بالاخره يه روز

سختيا تموم ميشه و به هم ميرسيم يادته مي گفتي محمد وآنيتا از ليلي و مجنونم عاشقترن

يادته محمد اون حرفا رو يادته؟من هيچ وقت اميدمو ازت قطع نكردم هميشه منتظر بودم

 اگه لازم باشه تا آخر عمرم مي مونم ، واسه من اين مهمه كه عشقو

با نهايت وجود لمس كردم اينكه ذره ذره ي وجودم متعلق به توئه و همه اميدم اينه كه

يه روز محمد بياد با اطمينان كامل بهم بگه آني تموم شد، همه چيز رو به راهه،

 همه چيز درست شده... يه روز همه ي غم و غصّه ها بايد جبران بشه

بايد تبديل به شادي بشه.

مي دوني هنوزم باور ندارم كه صداتو شنيدم هوا كه روشن شد هنوز شك داشتم

مي گفتم خدايا نكنه من داشتم خواب ميديدم بعد شارژر گوشيو ديدم كه بالا سرمه

رفتم تلفنو نگاه كردم ديدم آره شمارت هنوز هست .

خيلي زيبا بود زيبا تر از همه ي روياهايي كه تا حالا داشتم هيچ چيز جاي خاليتو

پر نمي كنه ،ببين چقدر حرف زدم مثل هميشه يه دنيا دلتنگي دارم  

هر چي ميگم تموم نميشه حرف زياد دارم واسه زدن اتفاقايي كه تو اين مدت افتاد

اون موقع كه هر روز با هم حرف ميزديم تو حرف زدن كم نمياورديم چه برسه

به حالا كه مدت زياديه با هم حرف نزديم بعد از آخرين تماس 33 روز طول كشيد

تا دوباره صداتو بشنوم ولي يادت باشه مثل هميشه بهونه آوردي كه هول شدي

حرفات يادت رفته ها حالا شد دوتا طلبم .

بيشتر از اين حرف نمي زنم واسه امروز ديگه كافيه سرت گيج ميره

 اميدوارم بياي اينجا .خيلي خيلي مراقب محمد جونم باش.

از صميم قلب دوستت دارم و صادقانه عاشقتم.

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 30 بهمن1386 در ساعت: 11:18
|+|
 

 

 

سلام.امروز دلم خيلي گرفته نمي دونم چم شده امروز يه حال و هواي ديگه داره.

محمد چقدر دير كردي هم نگرانت شدم هم...

نمي دونم دلم تنگ شده شايد واست خيلي سخت باشه ولي آخه منم چشم به راهم،

كاش تو هم  مي نوشتي از خودت از دلت از احساست  خيلي دوست داشتم بدونم

اين دوست داشتني كه  تو وجود منه تو وجود تو هم هست يا نه

 اصلا تو دوست داشتنو عشقو چه جوري تعبير مي كني ؟

هر روز منتظرتم اصلا تو هم دلت تنگ ميشه ؟ هميشه ضد حال مي زني.

واسه من خيلي سخته دوست داشتم وجودتو بيشتر لمس كنم ولي ظاهرا

انقدر سرت شلوغ هست كه ياد من تو ذهنت بميره.نمي خوام گله كنم ولي خب

منم دل دارم دلتنگ ميشم.تو هميشه دوري  يا حداقل من اينطور احساس مي كنم

نمي دونم شايدم  حق با تو باشه و من زيادي رو رفتارت حساس شده باشم

ولي يه كم فكر كن ببين واقعا حق با كيه ببين من كجامو تو كجايي.محمد ببين كي عاشق تره.

دلم خيلي گرفته دوست دارم فقط گريه كنم. مي خوام بهت بگم محمد من ازت گله دارم

دلم ازت خيلي پُره خيلي شاكيم به خاطر خيلي چيزا خيلي اشتباها نبودنا بي احساسيا

نمي دونم نمي دونم نمي خوام مثل بچه ها بهونه گيري كنم ،

ولي به من حق بده به خدا خيلي خسته ام منم يه تكيه گاه مي خوام

يكي كه غما مو شاديامو براش بگم ،

يكي كه سنگ صبورم باشه تو كه مي دوني تو همه وجودمي ولي هميشه غايبي .

من حضور تو رو مي خوام حتي تو اين دنياي مجازي الان كه وقت زيادي ازت نمي گيرم

منم و اين دنيايي كه واسه خودم ساختم ، واسه خودم و واسه تو ولي ...

ولي هميشه بايد غم غيابتو به دوش بكشم محمد منصفانه فكر كن من فقط اينجا مي تونم

داشته باشمت پس چرا دريغ مي كني ؟دور و برت خيلي شلوغه كه منو از ياد بردي ؟

تصميم داشتم هر وقت كه اومدي در جواب كامنتت يه پست جديد

بفرستم ولي هر چي منتظر موندم نيومدي به خاطر همين امروز ديگه

تصميم گرفتم بنويسم .من اينجا دلتنگيامو مي نويسم غم دوريتو،

حالا دلتنگتم نيستي غايبي مثل هميشه دلم برات تنگ شده

كاش تو هم دلت تنگ ميشد شايد اونطوري ديگه انقدر تنها نمي موندم.

امروز اومدم هم از دلتنگيام بگم هم اولن تاينو روز عاشقا روبهت تبريك بگم سال پيشم

نتونستم  اين روزو بهت تبريك بگم اگه يادت باشه پارسالم وضعيت همين بود

 اين ماه رونمي تونستيم با هم حرف بزنيم منم به خاطر موقعيت بدي كه داشتم

حتي  نتونستم تو وبلاگم بهت تبريك بگم ولي امسال اينجا مي تونم بگم

آره محمد با همه ي شرايط سختي كه دارم با وجود همه ي فاصله ها

همه ي دلتنگيا بازم تو برام عزيزتريني عاشقانه دوستت دارم و با تمام وجود

مي پرستمت و اين روز قشنگو كه روز عاشقاست به تو بهترينم  تبريك ميگم بدون مثل هميشه

دوستت دارم و قلبم عاشقانه به عشق تو مي تپه منو ببخش به خاطر گلايه ها اعتراضا

و هر آنچه كه باعث آزارت شده .گل نازم هميشه براي من بهترني تا وقتي نفس مي كشم

از تو و عشقت ميگم اميدوارم هميشه موفق و سلامت باشي بهترينها

رو برات آرزو مي كنم واميدوارم هر جا هستي خوش باشي.

اونكه هميشه قلبش براي تو مي تپه ...

تقديم به تو كه تمام دنياي مني...

 

 

 

فراموش نكن:
هيچ گاه نفهميدي چرا گل سرخ معطر است و هيچگاه نپرسيدي كه

چرا بهار زبياست و هيچگاه نگفتي لبخند براي چيست…..
هيچگاه سرچشمه زلال چشمانم را پيدانكردي؛ مگر حالا كه خشكيده است.

و هيچگاه بهار احساسم را درك نكردي مگر حالا كه خزان زده است.
با اين حال فراموش نكن عشقي هستي كه ستايشت مي كنم

و كوهي هستي كه فاتحانه دوستت مي دارم

وشبي هستي كه مهتاب وار منتظرت هستم.

با اين حال فراموش نكن كه باغي را بهار بوسيد

و باغي را خزان ربود و تو خورشيد هر دو باغ بودي...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: پنجشنبه 25 بهمن1386 در ساعت: 0:11
|+|

 

 

سلام عسل من.حالت چطوره؟خوبي؟ممنون كه اومدي.دلم خيلي هواتو كرده بود.

نمي دوني چقدر خوشحال شدم كامنتتو ديدم.كم كم داشتم فكر مي كردم

فراموشم كردي .خيلي خوشحالم كه حالت خوب شده.

يادت باشه از اين به بعد خيلي بايد مراقب خودت باشي

اينبار با دفه هاي قبل خيلي فرق مي كنه.هيچ چيز براي من مهمتر از سلامتيه تو نيست.

دوست دارم آدم موفقي باشي دوست دارم بهت افتخار كنم.

البته هميشه افتخار مي كنماااا ولي بيشتر از هميشه...

محمد جونم راه زندگيتو انتخاب كن لياقت تو خيلي بيشتر از ايناست

تو لياقته يه زندگيه آروم و زيبا رو داري.

اشتباهات گذشته رو تكرار نكن.نگران هيچي نباش

اگه به منه من حاضرم تا آخر عمرم منتظرت بمونم ، فقط به شرط اينكه

مراقب محمد جونم باشي و نبينم گمراه يا اذيتش كردي.يادت باشه

 اون محمد ديگه داره نفساي آخرو مي كشه اين محمدي كه اومده

براي من كامنت گذاشته يه محمد ديگه است همونيه كه خيلي وقت پيش بايد مي بود

 در غير اينصورت اينجا جايي نداشت.بازم ميگم خيلي خيلي مراقب جيگر من باش.

من خيلي دوستت دارم از تو نمي خوام منو خيلي دوست داشته باشي

ولي حواست به عشقم به محمدم باشه، ديگه نشكن منو من از اين زمونه

خيلي خوردم تو اين مدت خيلي سختي كشيدم خيلي حرفا شنيدم ،

غم دلتنگي رو تحمل كردم غم دوريتو حتي آرزوي سلامتيتو به دوش كشيدم.

حالا نوبت توئه تو يه خودي نشون بده.

ببين محمد حاضري به خاطر آنيتايي كه انقدر دوستت داره از تفريحات ناسالم

كه آخرشم عذاب و بدبختيه دست بكشي؟

ببين محمد مي توني همون طور كه آنيتا جز تو هيچي نديد

تو هم جز اون چيزي نبيني؟

قول نميدم وقتي اومدي اينجا خيلي عوض شده باشم

چون تو اين مدت خيلي شكستم بيشتر از قبل جبرانش يه مقدار سخته زمان مي بره

 ولي تمام سعيمو مي كنم اينم به خاطره بهترينم محمدم .

ديگه چي ؟راضي شدي فدات شم؟

منتظرت هستم تا بازم بياي من تقريبا هر روز ميام.

خيلي دوستت دارم اگه اومدي بيشتر از خودتو كارات برام بگو

بگو محمدم چيكار ميكنه؟در سلامتيه كامل به سر مي بره؟

بازم ميگم مراقبه محمد جون من باش.فعلا...

 

 

 

اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم

چند وقتست كه هر شب به تو مي انديشم

به تو آري به تو يعني به همان منظر دور

به همان سبز صميمي به همان باغ بلور

به همان سايه همان دمي همان تصويري

كه سراغش زغزلهاي خودم مي گيري

به همان دل زدن از فاصله ي دور به هم

يعني آن شيوه ي فهماندن منظور به هم

به تبسّـــــــــم به تكــلـــــــــّم به دل آرايي تو

به خمـــــــــوشي به شكيبــــــــــــــايي تو

شبَهي چند شب است آفت جانم شده است

اوّل اســــم كسي ورد زبانـــــم شده است

در من انگار كسي در پي انكار من است

يك نفر مثل خودم عاشق ديدار من است

يك نفر سبــز چنان سبز كه از سبزيش

مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش

آبيــه يكرنگتر از آيينه يك لحظه بايست

راستي آن شَبَه هر شبه تصوير تو نيست؟

اگر آن شَبـــــََه هر شبه تصوير تو نيست

پس چــــرا رنگ تو وآيينه انقدر يكيست؟

حتـــم دارم كه تويي آن شَبَه آيينه پوش

عاشقي جرم قشنگيست به انكار مكـوش...

 

راستي محمد يه چيزم هميشه يادت باشه من هميشه تو رو مي شناسم

هيچ وقت تو رو فراموش نمي كنم ولي اين تويي كه فاصله ي بين

من و خودت رو تعيين مي كني اين تويي كه به من ياد ميدي

چطور باهات رفتار كنم اميدوارم منظورمو فهميده باشي.

عمرِ مني...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه 13 بهمن1386 در ساعت: 10:55
|+|

 

سلام محمد جونم.الهي قربونت برم اگه بدوني چقدر دلم برات تنگ شده بود.

باورم نميشه اومدي دارم پر درميارم.گريه امونم نميده.

الهي من فدات بشم آره گلم فكر كنم مي دونم چرا دير اومدي .

خداكنه همون چيزي باشه كه فكرشو مي كنم.

محمد جونم خيلي خوشحالم خيلي نمي دونم چي بگم نمي تونم چيزي بگم

خيلي منتظرت بودم الان انقدر ذوق زده شدم .

واي محمدم نمي دوني چقدر منتظرت بودم .

محمد جونم اگه بياي من چه جوري ببينمت آخه من كه نمي تونم

وضعيت منو كه مي دوني.محمد دلم برات تنگ شده خيلي دلم تنگ شده خيلي

خوشحالم كه اومدي محمد جونم خيلي خوشحالم كردي فدات بشم من .

خوشحالم كه حالت خوب شده.

قربونت برم يه دوونه ي من .حالا ديدي يه دوونه اي يه دوونه.

تو هم مراقب جيگر من باش من منتظرتم بازم ميام مي نويسم

الان حالم خوب نيست بيشتر از اين نمي تونم بنويسم.

دوستت دارم فرشته ي مهربونم.....


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه 10 بهمن1386 در ساعت: 12:17
|+|

 

 

کجا ماندی ؟ که من بی تو هزار بار در هر لحظه می میرم...

 

امروز دلم خيلي گرفته هواي گريه داره.

باورم نميشه انقدر ازت فاصله دارم

فكرشم نمي كردم يه روز اينطوري بشه

چه كار احمقانه اي كردم همه چيز خراب شد

آرزوهامون چي ميشه قول وقرارا...

خيلي وقته منتظرتم ،بازم نيومدي .....

محمد دير كردي مثل هميشه ،كجايي؟؟؟؟؟

دلم تنگ شده محمد، دلم تنگ شده ...



 

اينم از وبلاگ " قلبي براي تپيدن "

اون روزا رو يادته ؟ چه حال و هوايي داشت...

 

      تو غربت ترانه هاش یکی هنوز دوستت داره

      یکی هنوز به عشق تو دل به کسی نمی سپاره

      با اینکه تو از معرفت بوئی نبردی نازنین

      اما یکی هنوز واست اشکای لوتی می باره

 

هنوز برای دیدنت لحظه شماری می کنه

از دم صب تا سر ظهر هی بی قراری می کنه

ریاضت ندیدنت روزشو پر غم می کنه

شب که میشه حتی تو خواب گریه و زاری می کنه

 

     نگاه سردت واسه اون گرمیه خورشیدُ داره

     اون روزای آفتابی رو به یاد چشماش میاره

     اون روزا که تو روشنیت ماه و ستاره گم می شد

      آره نگات هنوز گله عشقو تو قلبش میکاره

 

تو غربت ترانه هاش یکی هنوز دوستت داره

یکی هنوز به عشق تو دل به کسی نمی سپاره

با اینکه تو از معرفت بوئی نبردی نازنین

اما یکی هنوز واست اشکای لوتی می باره

 

     اون که هنوز دوست داره منم عزیز نازنین

     منم که از غمت شدم عاشق ترین فرد زمین

     منم همون که بی تو شد تنها ترین شاعر شهر

      اما رو حلقه ی دلش جز تو کسی نشد نگین

تو غربت ترانه هاش...

 

 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟

لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده

تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم...

 

    

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: دوشنبه 8 بهمن1386 در ساعت: 10:47
|+|

 

 

تاسوعا و عاشوراي حسيني بر عموم مسلمانان جهان تسليت باد

 

 

 

سلام بهترينم .اميدوارم حالت خوب باشه...

بعد از 53 روز دوباره صداي نازتو از پشت سيم تلفن شنيدم

نمي دوني دلم چقدر برات تنگ شده بود.

هنوزم باورم نميشه داشتم پر در مياوردم.خيلي خوشحالم كه دوباره صداتو شنيدم.

ولي خيلي ناراحتم از وضعيتي كه در پيش گرفتي.آخرشم كه ضد حال خوردم

بابام فهميد، مچمو گرفت شمارتم ديد خيلي ناراحت شد

خيلي بد شد، تازه داشت درست مي شد تازه داشت اطمينانش نسبت بهم بر مي گشت

بازم روز از نو روزي از نو باز بد بختي پشت بدبختي اصلا

شانس بد جوري به من رو آورده كلي سرزنشم كرد.حرفاي هميشگي.

گفت ديگه تكرار نشه چرا دست بردار نيستي و.....

خيلي خجالت كشيدم هم از خودم هم از بابام ولي چكار كنم

خب من دوستت دارم  دلم برات تنگ ميشه...

شايد دوباره براي يه مدت طولاني وطولاني تر نتونيم با هم حرف بزنيم

اگه اومدي اينجا حتما كامنت بذار من سعي مي كنم زود به زود بيام.

قوليم كه بهم دادي يادت نره يادت باشه اين آخرين فرصته يه نگاهي به من بنداز

ببين به كجا رسيدم همه ي اينا به خاطر توئه همه چيزمو از دست دادم

قصد منت گذاشتن ندارم ولي لااقل تو هم يه كم به خودت فكر كن

يه نگاهي به خودت بنداز ببين چي به حالو روز خودت آوردي

محمد خواهش مي كنم از اين لجبازيا دست بردار اين آخرين فرصتيه كه بهت ميدم

اينبار اگه بدقولي كني بهم ثابت ميشه كه اسير يه عشق يه طرفه شدم و تو هيچ احساسي

نسبت به من نداري و همه حرفات دروغه اگه اينبار بدقولي كني واسه هميشه ازت

جدا ميشم فراموشت نمي كنم چون نمي تونم ولي بقيه ي عمرمو

با محمد خودم سر مي كنم تو رويا همون محمدي كه با همه فرق داره

هموني كه از همه بهتره  نه اوني كه اسير بديهاست در اون صورت

 ديگه انتظار حضورتو نمي كشم ،

خواب و خيال برام كافيه چون با اين راهي كه تو در پيش گرفتي

هيچ وقت امكان پذير نيست مگر اينكه برگردي.به جون خودت قسم مي خورم

كه اينبار واسه هميشه بي خيالت ميشم جون خودتو قسم مي خورم كه مطمئن باشي

 اينكارو مي كنم.منتظرم ببينم چه كار مي كني ........

مراقب خودت باش خيلي مراقب خودت باش...

دوستت دارم بيشتر از هميشه...

 

 

غربت را

حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی

و یا جایی

پشت لحظه های آشنا

همین که

عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند

کافیست تا تو غریب شوی ...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 28 دی1386 در ساعت: 14:23
|+|

 

 

يه سلام ديگه با يه بغض هميشگي پر از دلتنگي.اميدوارم حالت خوب باشه.

دلم برات خيلي تنگ شده ديگه طاقت نداره اين روزا هم كه همش برف و يخ بندونه

غم و غربت.قربونت برم الهي نمي دوني چقدردلم برات تنگ شده ديوونه شدم ، اينجا كه

ميام بيشتر دلم برات تنگ ميشه در و ديوار اين وبلاگ غيابتو

با تمام وجود فرياد مي زنه و منو ديوونه و ديوونه تر مي كنه.

اين روزا هوا خيلي سرده مراقب باش يه وقت سرما نخوري يه دوونه ي من.

نمي دونم چي بگم دلم برات خيلي تنگ شده گريه امونم نميده تمام روزو به تو فكر مي كنم

شبا تا صب به يادت بيدارم از غم دوريت با خدا ميگم و

از صميم قلب دعا مي كنم كه حالت خوب باشه و خدا پشتُ پناهت.

خيلي دوستت دارم هر جاي دنيا باشي و باشم بازم دوستت دارم هر جوري باشي

بازم  دوستت دارم هميشه براي من يه دوونه اي ، فقط و فقط تو، تو قلب من جا داري ،

عشق هميشگيه من با تمام وجود عاشقتم بهترينم......

 

 

 

دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت!

مجنونم از مجنون عاقل تر، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر!
نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه

همين قلب يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است!
نگاه به چشمهاي آرام و خسته من نكن، اين چشم يك دنيا اشك در آن است!
نگاه به چهره پريشان من نكن، اين چهره، عاشق چهره توست!

 

 

اي وجودت عشق را معنا حسين       عالمي يك قطره تو دريا حسين

 

 

 

« سلطان عشق  »

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: یکشنبه 23 دی1386 در ساعت: 10:58
|+|

 

سلام محمد حالت چطوره؟نمي دونم تا كي بايد سلام كنم و جوابي نشنوم

هنوز ازت خبري نشده خيلي وقته منتظرتم دلم برات تنگ شده دلم برات خيلي تنگ شده

ديگه نمي دونم چه جوري بايد خودمو گول بزنم چه جوري بايد تحمل كنم خسته شدم

دلم پيشته مثل هميشه ولي ظاهرا تو ناديده گرفتيش نمي دونم كجايي خيلي نگرانتم

دارم ديوونه مي شم كاشكي يكي يه خبري ازت بهم بده

كاش يكي بود دردامو بهش مي گفتم مثل همون روزا كه خودت بودي

يادته محمد ميگفتي ما فقط همديگرو داريم دردامو به تو بگم من دارم ميگم ولي

تو كجايي اينجوري مي خواستي همدم بشي ؟

اينجوري بود رابطه ي دو تا همدم ؟ از عشقت به كي بگم به چي بگم

انقدر كه با خودم گفتم مخم پوكيد هنوزم نمي تونم فرق بين حقيقت و رويا رو بفهمم

مگر وقتي كه غيابتو با تمام وجود حس مي كنم و فكر و خيالم ديگه به دردم نمي خوره

اون وقتي كه دلم داد مي زنه ميگه فقط محمد و مي خواد نه رويا و توهم...

دلم براي صدات تنگ شده كاش ميشد فقط يه لحظه دوباره صداتو بشنوم

حسرت اون روزايي رو مي خورم كه بوديو قدر ندونستم

حسرت اون وقتايي رو مي خورم كه ازم ناراحت ميشدي

حسرت اون كارايي كه مي تونستم در حقت بكنم و كوتاهي كردم.

حاضرم همه چيزمو بدم كه دوباره بتونم صداتو بشنوم ، نمي خوام ديگه نمي خوام

به هم برسيم به همون رابطه ي قديمي قانعم فقط مي خوام باشي مي خوام صداتو بشنوم

دلم تنگ شده محمد دلم تنگ شده...

  چيكار كنم با اين غربت با اين بي كسي تو كه مي دوني چقدر بي كسم من فقط تو رو

مي خوام ، محمد تو كه مي دوني همه زندگيمي ، چرا اينطوري شد ما خواستيم بهتر بشه

بد تر شد كاش زمان به عقب بر ميگشت كاش دوباره مي تونستم صداتو بشنوم

كاش يه راهي وجود داشت ،يادته هميشه مي گفتي هر كاري يه راهي داره

من خيلي گشتم ولي راهي پيدا نكردم ...

                                    محــمد كجايــــي؟ خيلي تنهـــــام خيلي....

 

 

میگفتم طلوع را دوست دارم

                         غروب را دوست دارم

                                       زندگی را دوست دارم

اما در هر حال میگویم

                 طلوع را در نگاهت

                              غروب را در چهره ات

                                                 زندگی را در کنارنت 

                                              دوست دارم...

 

 

 

وقتي درد غربت را بيشتر از هميشه احساس ميكنم

وقتي درد تنهايي مرا از پاي در مي آورد

آنگاه كه حرفهاي نگفته در سينه ام انبار وعقده اي بزرگ ميشود

دلم هواي آنجا را مي كند كه براي اولين بار تو را ديدم

دلم هواي آنجا را مي كند كه اولين بار روبروي تو ايستادم وبا تو حرف زدم

دلم هواي آنجا را مي كند كه براي آخرين بار تو را درآنجا ديدم عزيزم

کاش در کنارم بودی کاش می توانستم تو را در آغوش بگیرم ونوازش کنم

باورم نمی شود که اینهمه از من دوري وفاصله بین من وتو بیداد می کند

کاش می توانستم دستانت را بگیرم وبا تو به اوج خوشبختی بروم....

کاش می توانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم....

دلم بد جور هوای تو را کرده است عزیزم ...

دلم بدجور در حسرت دیدار توست ای بهترینم....

باورم نمی شود این همه فاصله در بین من وتو غوغا می کند

ودریای غم ودلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا می کند

امواج تنهایی مثل خنجر بر قلبهایمان می نشیند...

و ای کاش در کنارم بودی کاش بودی ودلم را

از امید وآرزوهای انباشته شده خالی می کردی ...


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 11 دی1386 در ساعت: 12:31
|+|
خدانگهــــــــــــدار

 

اگه تو هم منودوست داري اگه تو هم واقعا عاشقي بايد بشي همون محمدِ ي

كه بايد باشي همون محمد آرزوها...

همون چيزي كه هميشه قولشو داديوهيچ وقت عمل نكردي همون چيزي كه

هميشه ازت خواستم هميشه آرزوم بوده ، يه بچه ي پاك و معصوم با

يه قلب پاك و صاف و ساده بدون دروغ وريا... اين نقاب زشتو از رو صورتت بردار

به خودت فكر كن به آيندت به زندگيت ،نذار تو اين مرداب غرق شي ،

 نذار بدي و تباهي نابودت كنه ،محمد خودتو اسير ظواهر نكن ،

 اين دوستاي دشمن صفت اون روزي كه از پا بيفتي ديگه نمي شناسنت

ديگه محلت نميذارن ، البته اگه خودشون زودتر از تو از پا نيفتن ، هنوز فرق بين

دوست ودشمنُ نمي دوني...منتـظرتــم ...محمد منتظرم تا به زندگي برگردي منتظرم

كه خودتو پيدا كني ، يادته بهت قول داده بودم كمكت كنم تا خودتو بشناسي خودتو پيدا كني

نه تنها نتونستم كمكي بهت كرده باشم حالا هم خودمو گم كردم هم تو رو

محـمـدمو عشقمو احسـاسـمو بهتــرينمو، حالا نوبته توئه حالا من به كمك تو محتاجم

محمد كمكم كن ،كمكم كن تا هم خودمو پيدا كنم هم محمد گمشدمو...

دوستت دارم ، محمــد دوستــت دارم ، سعي كن اينو درك كني ...

 

 

 

کودک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم، اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم .

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می شد خواند،

اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم

که سکوت کرده ایم. سکوتِ "پُر" بهتر از فریادِ "توخالی" نیست؟

فکر می کنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که

انتظار بی فایده است. آنقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی

به آینده بیاندیشی و آنقدر صهبای نفس سر کشیدی که جایی برای خدا نگذاشتی .

آنقدر در زندگی دویدی که آخر هم بدهکار شدی. چه شد که دلپاک آمدی و روسیاه

خواهی رفت، حال تویی و امید بخشش پروردگارت. اویی که سال ها است که

فراموشش کرده ای اما او باز تو را می خواند...

 

عشق دردی ست به نام غم

فریاد بلندی ست به نام آه 

مروارید غلطانی ست به نام اشک

و غروب غمناکی ست به نام جدایی ...

 

 

شايد ديگه قسمت نشه ببينمت تو رو من

شايد فقط خاطره شه لحظه هاي تو با من

كاشكي بدوني رفتنم فقط به خاطرِ تو بود

دست بي رحم سرنوشت عشقمو از دلم ربود

هميشه زنده مي مونن با ياد تو ترانه هام

منو ببخش اگه بازم اشكام چكيد رو نامه هام

ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام پيشت باشه تموم خاطرات خوش

خدا نگهدارت باشه....

مـــن ميرم ولي باز تو بدون هميشه ، يادِ تو از خاطرِمن فراموش نميشه ،

گلِ من  خوب مي دوني بي تو تك وتنهام عزيزم ، اگه تو نباشي مي ميرم....

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 4 دی1386 در ساعت: 10:26
|+|

يه قلب خالي از اميد ، آخه سوزوندن نداره

 

 

نمي دونم چرا هيچ وقت پاي عهد وپيمونا نمي موني هميشه بهت فرصت دادم گفتم

محمد جبران كن محمد تمومش كن اين كارارو اين لجبازيا رو

واسه يه بارم كه شده به آينده فكر كن تا كي مي خواي تو تاريكي فرو بري

تا كي مي خواي تباه بشي گفتم بهت الان ديگه وقتشه جبران كني

وقتشه نشون بدي مرد شدي حرفات حقيقته دروغ نگفتي ولي ديدي

بازم دروغ گفتي باشه محمد ببين خودت ضرر مي كني ، تو واسه هيچي

ارزش قائل نيستي فقط حرف مي زني موقع عمل همه چي از يادت ميره

اگه به خودت فكر نمي كني اگه جونت واسه خودت عزيز نيست به من فكر كن

من زندگيمو به پات گذاشتم تو هم در عوضش محمدُ به خودش برگردون به زندگيش.

چرا واسه يه بارم كه شده پاي حرفات نمي موني آخه عزيزِ من خودت ضرر مي كني ،

فكر مي كني تا كي مي توني دووم بياري خسته نشدي از اينهمه سردرگمي ،

خسته نشدي از بد بودن مگه خودت نگفتي عوض شدي مگه نگفتي ديگه پشيموني

مگه نگفتي جبران مي كني مگه قسم نخوردي ؟ مي دونم داري چيكار ميكني

محمد به اين فكر كن كه يه روز بالاخره آنيتا هم از اين كارات خسته شه واسه هميشه

از پيشت بره به اين فكر كن يه روز اين كارا نابودت كنه

كاري كنه كه تا آخر عمرت پشيمون بشي. تو بدبخت نيستي

خودت مي خواي باشي خودت داري خودتو نابود مي كني . محمد من ديگه چه اميدي به تو داشته باشم من دوستت دارم ، عاشقتم ، يه بار شد به اين فكر كني يه بار شد دوست داشتنو

درك كني مي دوني چقدر سخته بهترينتو عزيزترينو در حال تباهي ببيني

من كه دارم غم دوريتو مي كشم من كه دارم اين شرايط سختو تحمل مي كنم

حداقل بذار خيالم از بابته تو راحت باشه بذار مطمئن باشم محمد مي تونه

راه زندگيشو بدون كمك پيدا كنه بذار اگه تا آخر عمرمم قرار شد انتظارتو بكشم بدونم كه تو خوشبختي ، تو حالت خوبه تو آدم موفقي هستي ، اينجوري سختيه انتظار و دوريت

براي من كمتر ميشه اونجوري فقط غم دوريت رو دوشمه ، محمد واسه يه بارم كه

شده سعي كن اينا رو بفهمي ، درك كني ، محمد اينجا يه نفر هست كه با تمام وجود

دوستت داره تو براش با ارزشي براش مهمه كه واقعا تو چه شرايطي هستي ،

محمد اينجا يكي نگرانته ، محمد نگرانته ، انقدر نامرد نباش داري نه تنها به خودت ظلم

مي كني به منم ظلم مي كني محمد من دوستت دارم با تمام وجود دوستت دارم ،

تو هم كه ميگي داري  پس به خودت فكر كن.

محمد من منتظرتم....برگرد خواهش مي كنم برگرد بيش از اين

زندگيتو تباه نكن...

 

 

 

چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد:

چرا نگاه هايت انقدر غمگين است؟

چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است؟!

اما افسوس...

هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره...

آري با تو هستم با تويي که از کنارم گذشتي

و حتي يک بار هم نپرسيدي چرا چشم هايت هميشه باراني است؟!

 

 

 

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم...
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم...
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن...
بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم...
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ...
در وحشت و اندوه شب تار بمیرم...
بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب....
دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم...
میمیرم از این درد که جان دگرم نیست...
تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم...
تا بوده ام ای عشق ، وفادار تو هستم...
بگذار بدانگونه وفادار بمیرم...

 

 

اگر نیمه‏شبی با صدای شرشر بارون که به پنجره اتاقت می‏خوره

از خواب پریدی و بارون رو دیدی که چه مهربان

به پنجره‏ی بسته‏ی اتاقت می‏خوره و دنبال راهی

برای ورود می‏گرده، اون‏وقت اگه جای خالی کسی رو در آغوشت احساس کردی،

اگه بارون با همه‏ی زیبایی اشک به چشمانت آورد،

اون‏وقت پنجره رو باز کن ،

و صورتت رو از خنکی بارون پنهان نکن

و بذار قطره‏های بارون با اشک چشم‏هات یکی بشه...

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: یکشنبه 2 دی1386 در ساعت: 12:37
|+|

 

 

 

انقدر دوستش دارم که هر چی بگم باز جلوش کم میارم یه جوری خوبه که

 نمیشه گفت ماهه،گله، نفسه چون یه کلمه براش کافیه اونم عشقه،

الان دیگه میتونم به جرات بگم عاشقت شدم و دیگه به هیچی جز تو فکرنمي كنم

وقتی باهات صحبت میکنم قند تو دلم آب میشه ، وقتی از ته دلت می خندی

جز تو دیگه هیچی نمی شنوم صدات خیلی آرومم میکنه،

وقتی ناراحتم نگات خیلی چیزا نشونم میده البته اون تصوير مجازي كه از تو،

 تو ذهنم ساختم...

دستت خیلی گرمه وقتی سردم قلبت خیلی تند میزنه وقتی قلبم نمیزنه،

الان خيلي دلتنگتم دارم دوريه دستاتو با تمام وجود حس مي كنم،

دستايي كه هيچ وقت كنارم نبودن ولي وجودشونو با تمام فاصله ها هميشه حس كردم، 

قلبم براي تو مي تپه هميشه دوستت دارم

،هميشه تو حسرته ديدارت موندم ،تو حسرت نگاهت موندم ،

دوست داشتم واسه يه بارم كه شده تو صورتت نگاه كنم و با تمام وجود بگم

محمد دوستت دارم ،عاشقت هستم ....

دلم برات خيلي تنگ شده ، تو اين چند روز چند بار سعي كردم باهات تماس بگيرم

 اما گوشيت خاموش بود خونتونم نمي تونم زنگ بزنم.

خيلي نگرانم اميدوارم حالت خوب باشه.كاش يه جوري يه خبري از خودت

 بهم ميدادي ،كاش به وبلاگم سر مي زدي.فقط تو رو خدا مراقب خودت باش...

الان ديگه وقتشه كه خودتو نشون بدي ،دوست دارم تو اين مدت اشتباهاتتو

جبران كني.اميدوارم حواست به كارات باشه يادت باشه آخرين باري كه با هم حرف زديم

 قول دادي مراقب جيگر من باشي.

راستي قلب كوچولو و مهربونت چطوره؟حالش خوبه؟اذيتت نمي كنه؟

خدا كنه كه خوب باشه دوست ندارم اذيت بشي نمي خوام درد بكشي.

محمد نگرانتم خيلي نگرانتم تو رو خدا مراقب خودت باش.

دوستت دارم خيلــــــــــــي ‍زيــــــــاد...

عاشقت مي مونم تا هميشه تا ابد تا پاي جـون...

 

 

              

                   از کوچه ي  زیبای  تو  امروز   گذشتم

                            دیدم که  همان عاشق  معشوقه  پرستم

                                       یک لحظه  به یادِ تو در آن کوچه نشستم ...

  

                    آن شور جوانی ؛ نرود لحظه ای از یا د

                               ای راحت جان و دلِ من ؛ خانه ات آباد

                                                   با یاد رُخت  این دلِ افسرده شود شاد

                                                    

                   هرجا که نشستم  سخن از عشق تو گفتم    

                                    با اشک جگر سوز ؛  دل سخت تو سفتم

                                                         خاک ره این کوچه ؛ به خار مژه رفتم

  

                                    دل می تپد از شوق؛ که امروز کجائی ؟

                                                          شاید که دگرباره از این کوچه بیایی...        

 

 

 

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟

                                   اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟     

شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش

                                   اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟

اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟

ببارم تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل                                 

 كسي بريم تو باغ اطلسي  بي رنج و درد بي

 بذارم                                   بهت بگم اجازه هست گل روي موهات

                                                    اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال منی...؟       

 

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 27 آذر1386 در ساعت: 12:38
|+|

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم ، شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم ، تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم ، شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم...

 

 


خسته ام خيلي خسته.نمي دونم شب و روزم چه جوري ميگذره ،تو ثانيه ها گم شدم.

فقط  منتظر يه فرصتم يه بهانه براي گريه كردن.

نمي دونم از كي بايد گلايه كنم.نمي دونم بايد عقده هامو رو سرِ كي خالي كنم،

نمي دونم گناه من چيه كه شايسته ي اينهمه غم و غربتم،نمي دونم اين تبعيد

تا كِي ادامه داره،اصلاً روزي مي رسه كه تموم بشه يا نه ، مياد روزي كه منو محمد

دستامون تو دست هم باشه ماله هم  بشيم واسه هميشه؟شايد فقط تو خواب و رويا بشه.

چرا من شايسته ي اينهمه عذابم ...........؟

محمد دلم برات خيلي تنگ شده، به خدا خيلي تنگ شده، به وبلاگمم سر نمي زني.

محمد يه وقت فكر نكني من جا زدم ، فكر نكني فراموشت كردم.

به خدا شرايطم خيلي سخت شده دست خودم نيست ، تو كه مي دوني چقدر دوستت دارم،

تو كه مي دوني نمي تونم ازت دل بكنم،تو كه مي دوني انتظار برام چقدر سخته.

19 روزه كه ازت بي خبرم ،19 روزي كه 19 سال برام گذشته.

نمي دونم كجايي چه كار مي كني ، ولي اميدوارم هر جا هستي حالت خوب باشه،

شاد باشي فدات شم ، مراقب خودت باش ...

 خيلي دوستت دارم ،

هميشه دوستت داشتم ، دارم و خواهم داشت...

 « گل من زيبا ترينم   تويي عشق آخرينم    بي تو من تنها ترينم ...»

 

 

 

کاشکی بودی و می ديدی که دلم داره مي ميره

کاشکی بودی و می ديدی که بهونتو مي گيره

می دونی عطر نفس هات چی به روز من آورده؟

می دونی دوریه دستات اشکمو باز درآورده؟

جای انگشت های نازت چی بزارم توی دستم؟

می دونم ! ياس و بنفشه که بگم عاشقت هستم

کاشکی بودی و سرت رو ، باز می ذاشتی روی شونم

باز می ذاشتی و می گفتم تويی اون همه بهونم

به خدا فرض محاله که يه دم بی تو بمونم

تو شدی همه وجودم ،  تويی رنگ آسمونم

عمريه در طلب تو سوختم و مثل کويرم

ياس من تنهام نزاری ، به خدا بی تو ميميرم...

 

 

 

با يه رنگ سرخ زيبا مثل برگاي شقايق

تو كتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق

نوشته عاشق هميشه توي بهر غم مي مونه

 دل عاشقم نميشه آوازِ شادي بخونه

آخه اونكه جون و قلبش توي زندوني اسيرِ

 توي اين زندون نباشه طفلكي دلش مي گيره

 اين دلِ عاشق هميشه واسه يارش بي قراره

واسه برگشتنه يارش هميشه چشم انتظاره

دله اون خيلي شبا رو مونس غصه و درده

تنور شاديه قلبش عمريه خاموش و سرده

ميشه خوند از تو نگاهش همه ي دردارو با هم

چشماشم هميشه داره راز غصه هارو با غم

آخه اونكه جون و قلبش توي زندوني اسيره

توي اين زندون نباشه طفلكي دلش مي گيره

تو كتاب عشق نوشته عاشقا ساده و پاكن

توي راه عشق هميشه ساده ساده مثل خاكن

عاشقا هميشه پاكن تا هميشه سينه چاكن...


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 23 آذر1386 در ساعت: 11:26
|+|

 

 

 

 

محـمد جونم سلام حالت چطوره فدات شم؟

نمي دونم به وبلاگم سر مي زني يا نه ولي برات مي نويسم تا شايد يه روز بخوني...

دلم برات خيلي تنگ شده بيشتر از اوني كه فكرشو بكني ولي باور كن نمي تونم باهات تماس بگيرم نمي دونم بايد چكار كنم اگه كوچكترين موقعيتي داشتم حتما بهت زنگ مي زدم ولي چشم ازم بر نميدارن يه جورايي زندونيم ، خيلي دلم برات تنگ شده واقعا ديوونه شدم.

نمي دونم شايد فكر مي كنن اينطوري من فراموشت مي كنم ولي من هيچ وقت فراموشت

نمي كنم...

هميشه دوستت دارم تو هر موقعيتي باشم بازم با تمام وجود مي پرستمت،

هميشه عاشقت مي مونم تا ابد تا پاي جون.

دوسـتــــــــــت دارم محـــمد دوسـتــــــــــت دارم...

 

 

 

 

آخه اونكه پناه منه ، اونكه تكيه گــــــاه منه

واسه چشمــــاش مي ميرم ، آخه اين گناه مگه

يه روز دستام توي دستاش بود ،

 يه روز عشقم دوتا چشماش بود

  حالا اين منم كه درگيره ، يه ديوونه به زنجيره

 

 

 

زندگي دفتري از خاطره هاست. يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ،

يک نفر همدم خوشبختي هاست ،

يک نفر همسفر سختي هاست ،

چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم...

 

 

 

  تقديم به آنكه هميشه دوستش دارم...  

 

در شب چشم مستت گم شده ام

روشني كو ؟ نور كجاست؟

ته چشمان تو نوري هست

انگاردر ته تاريكي ;

فرشته اي با چراغي روشن راهنمايم شده است

من ته چشمان تو را مي خواهم

تا دوباره آغاز شوم

چشم تو دروازه ي دل ديوانه ي توست

 

اول راه كجاست؟

دل من بي تاب است

اين چشم كه داراي مي ناب است

من مست و غزل خوان شده ام

اي شراب صد ساله

 

هزاران سال است در پي تو مي گردم

تا دل از ميكده ي عشق تو جامي گيرد

به چشمان تو من محتاجم

مثل انگور به زمان...

 

جاي من آنجاست

درآن نزديكي ها

دو قدم آنطرف تر از دوري ها

قدمي مانده به خوبي ها

اي همه خوبي ، من به تو نزديكم

نفسهايت مي گويند ... مي خوانند

 

من امشب به مهماني رويا آمده ام

من امشب تا انتهاي خدا آمده ام

نور به نور

راه به راه

جام به دست

 

پُر پُر كن جامم را

هم اكنون با يك نگاه

كه راه دراز است

آه، خستگيها مرا مي پايند

نا اميديها همه دندان به هم مي سايند

 

و خورشيد آرام

سرك مي كشد از پنجره ام

من از صبح بيزارم

چونكه با آمدنش تو را مي قاپد

 

 اي همه روياي من...

 

باز روز شد

مستي ام كو؟

آه خدايا تو بگو با من

 

  هستي ام كو؟هستي ام كو؟

 

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: یکشنبه 11 آذر1386 در ساعت: 12:27
|+|
دلتنگـــــــــــی...

 

 

شاید هیچوقت نخونی اما سلام
شاید بی فایده باشه اما من هنوز ایستادم شکستم اما ....
گاهی تو صدایم می‌کنی
گاهی من صدایت می‌کنم
عجیب است
گاهی هر دو
چیزی به این سادگی را
فراموش می‌کنیم...

 

میگویند ازصبح بنویس ازخورشید ومن چگونه ازخورشید بنویسم ،

وقتی تمام وقت باران ، پنجره چشمانم راشسته است.

همه دلشان نقش های مثبت میخواهد وآدمهای خوشحال ، اما من گمان میکنم این خیلی خوب است که نمی توانم ادای آدم های خوشبخت رادربیاورم.

 .بي ستاره ام و زرد باطعم معطر پاییز که حضورش

تنها معجزه ي لحظه های تنهایی من است.

سکوت میکنم تا به خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بربادرفته ام آبرومندانه باشد.

 گریه می کنم باشکوه..مثل اقیانوس،

 او نمی شنود ونمی داند که ماه خوشبختی مشترک همه بی ستاره هاست.

 

من افسانه های کهن را زنده خواهم کرد و قبل از انکه تو مجنون من باشی

من لیلی وفادار تو خواهم بود...

و قبل از انکه در غمم اشک بریزی عاشقانه از غمت خواهم مرد....

 

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی سر به دارآویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن...

 

 

گله كردن كار ما نيست، گله كار عاشقا نيست،

 كوله باره غصه و غم يك دم از عاشق جدا نيست...

بذار فرياد بزنم اسم تو رو داد بزنم

تو كوير غصه هام دردمو فرياد بزنم

بنويسم كه يكي بخونه حرف دلمو

بخونم تا يه نفر حل كنه اين مشكلمو

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: پنجشنبه 1 آذر1386 در ساعت: 12:25
|+|

 

 

 

بغض آسمون

شر شر بارون برای من یه خاطره است خاطره ای که از تو به یادگار مونده

آسمون  باز دلش گرفته بغض راه گلوشو بسته  یه تلنگر میخواد ،

شروع کن تو که خوب بلدی دل بشکنی و مسبب اشک بشی

زمین تشنه است زود باش زمین عطشه ،  یه حرفی به آسمون بزن

بزار بغضش بترکه ، بزار گریه کنه ،  بزار آروم بشه

آسمون چته  گریه کن ،  لعنتی گریه کن ، بزار آروم بشی

چقدر میخوای همه چی رو تو ی اون دلت جا بدی ، بگو غرش کن

رعد و برق کجایی بشکن دل اسمون رو بغضش رو بشکن

دل آسمون طاقت این بغض رو نداره باید گریه کنه

خب آسمون پس من میگم بشنو و به حال دلم گریه کن

از کسی بگم  که عاشقم کرد مهربون بود با مرام بود نامردی تو کارش نبود

زندگیمو هستی و تمام عشقم رو به پاش ریختم ،

یا از کسی بگم که دلم رو شکست نا مهربونی کرد معرفت هم نداشت

منو کشت ،  تمام عشقم رو زیر پاش له کرد ،  روحم رو شکنجه داد

آره آسمون دیدی بغضت شکست گریه کن گریه کن

من که اشکام دیگه خشکه .زمینو تو سیراب کن

شوری اشکم  زمینو شوره زار کرد ،  تو ببار و بهار هدیه کن

میخوای بگم از مردی نامرد .از خیانت به این دل ...........

 

 

 

گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند.

مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار .

من اکنون صاحب دشتي قاصدکم.

اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟

 

 

 

سکوتم را به باران هديه کردم ، تمام زندگي را گريه کردم ،

نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم ،

عاشقانه ، عارفانه ، بي بهانه ، خالصانه ، با صداقت ، بي نهايت ،

تا قيامت ، دوستت دارم ...

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: پنجشنبه 22 شهریور1386 در ساعت: 14:21
|+|
دلتنگــــــــــــی...

 

 

دلت رو به کسی بسپار که لیاقت داشته باشه.

نگاهت رو به کسی بدوز که قلبش برای تو بتپه.

چشمات رو با نگاه کسی آشنا کن که زندگی رو درک کنه.

سرت رو شونه های کسی بزار که صدای تپشای قلبت رو بشناسه.

لبخندت رو نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه.

رویاهات رو با چهره کسی تصور کن که زیبایی رو احساس کنه.

چشم به راه کسی باش که تو رو انتظار کشیده باشه.

عاشق باش! اما عاشق کسی که تک تک  سلول هاش،

تقدس عشق رو درک کنه.

 

 

 

دلم خيلي گرفته، از اين دنيا بي زارم، اين روزا واقعا آرزوي مرگو دارم،

نمي دونم اصلا واسه چي زنده ام ،احساس مي كن سراسر زندگيم شده بدبختي،

.حسرت يه روز خوش به دلم مونده، حسرت يه لحظه آرامش يه لحظه اطمينان،

.واي كه عاشقي چه دردي داره مخصوصا اگه  دوراز معشوقت باشي ،

هر لحظه نگراني هر لحظه بي تابي، انتظار كه هر ثانيش يه عمر مي گذره،

كاهي وقتا احساس مي كنم واقعا كم آوردم ظرفيتشو ندارم، خيلي سخته، نگراني اضطراب .

محمد داغونم كردي اصلا مراقب خودت نيستي، اصلا معلوم هست چي كار مي كني ؟

يه نگاهي به خودت بنداز ببين كجاي كاري، ببين داري با خودت چيكار مي كني .

محمد بسه ديگه من خسته شدم ديگه نمي تونم تحمل كنم محمد داري چيكار

مي كنــــــــــــــــــــــــــي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 16 شهریور1386 در ساعت: 11:45
|+|
غم نگات...

 

 

غریب است و بیمار و تنها ، دلم

کجایی که جا مانده اینجا  ، دلم

ز جور تو نشکسته و بشکند

از این عشق فولادی اما دلم

من امشب صدا می زنم ناله را

مبادا غریبی کند با دلم

به حدی خبر دارم از درد هجر

که می سوزد از داغ فردا دلم

شب ممتد و رنج دنباله دار

پریشان منم ، نا شکیبا دلم

چه گویم من از سردی مهر او

که می لرزد از غم ، سرا پا دلم

افق دور و مه دور و او دورتر

به داد دلم رس ، خدایا دلم

شدم بینوا تا در این بی کسی

به حال دلم سوخت یکجا دلم...

 

 

 

خيلي دلم گرفته خيلــــــــــــــــــــي...

محمد دلم برات خيلي تنگ شده ولي نمي دونم تو چرا انقدر عوض شدي انگار اصلاًً

حوصله ي منو نداري.

انگار نمي خواي باهام حرف بزني همش بد قولي...

تو كه مي گفتي مي دوني انتظار چقدر سخته پس چي شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه 27 مرداد1386 در ساعت: 12:40
|+|
واسه همونی که همه دنیای منه....

 

 

عطر گندم میده دستات ! چشمات از جنس بهاره !

با نم بارون چشمات ، خیس میشه ابر وستاره

پشت مکث عاشقونت ، یه بغل گلایه داری

کاش می شد برای یک بار ، سر رو شونه هام بذاری

تازه ای ! تازه ی تازه! تازه تر از یه تولد!

کاش دل ساده و تنهام ، این جور عاشقت نمی شد!

ته آسمون چشمات ، خونه ي  امن غروبه

غم سنگین نگاهت ، واسه گریه هام چه خوبه

چتر دستاتو رها کن روی گونه های خیسم

تا نفس تو سینه دارم فقط از تو می نویسم

پشت اون نگاه داغت ، یه زمستون بلنده

می دونم که غصه داری ، گر چه اون لبات می خنده

نذار فاصله بیوفته ، بین تو با این ترانه

واسه زنده بودن من ، تو شدی تنها بهانه...

 

 

 

 

سلام فرشته ي مهربونم. حالت چطوره ؟مراقب عشق من هستي يا نه ؟

قرار بود ديروز انتظار تموم بشه ولي نشد.

ديروز هر چي منتظر موندم زنگ نزدي فكر كردم منو فراموش كردي ولي

بعدش فهميدم كه چند روز ديگه هم اونجا مهموني البته اگه خودت رضايت بدي

كه البته بايد قبول كني ...

امروز قراره باهات حرف بزنم منتظرم تا دوستت زنگ بزنه ...

خيلي دلم برات تنگ شده درسته كه اين روزا سخت مي گذره هم براي من هم براي تو ولي

سلامتيه عسل من از همه چيز مهم تره .محمد جونم اين روزا خيلي سخته خيلي دلگيره

من كه ديوونه شدم دلم برات يه ذره شده ، مي دونم تو هم اذيت ميشي

ولي تحمل كن ما كه صبر كرديم اين چند روزم روش در ضمن بالاخره

مي تونيم چند روز يه بار با هم حرف بزنيم كه همين خودش يه دنياست.

اميدوارم زود زود حالت خوب شه.من منتظرتم.

خيلي دوستت دارم خيــــــــــــــــــــــلي زيـــــــــــــــــاد...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: جمعه 26 مرداد1386 در ساعت: 13:6
|+|
تقدیم به بهترینم...

 

 

شب شده ساکته دوباره خونه

می گرده دل دنبال یک بهونه

می گرده باز گنجه ی خاطراتو

پی یه حرف ناب و عاشقونه

عکس تو رو باز می ذاره روبروش

که تا ته شب واسه تو بخونه

دلم تو التهابه که چه جوری، قدر چشای نازتو بدونه

تو عصری که قحطی عطر یاسه

اما به جاش دوست دارم گرونه

کافیه اسمتو یه جا ببینم

تا حس شعرم بزنه جوونه

من نمی تونم بگم اندازه شو

اینو فقط شاید خدا بدونه

محاله که عشق ما رو ندونن

برو سئوال کن از گلای پونه

اگه بخوان خیلی کم از تو بگن،

می گن همون که خیلی مهربونه!

بی خبری تو ولی از حال من

میندازم اینو گردن زمونه

چقد حسودیم میشه وقتی همه

بهم می گن دل تو پیش اونه؟

من خودمو باز می زنم به اون راه

می گم بیارید واسه من نشونه

اما تا کی فریب بدم دلم رو

اون داره کلی آدرس و نشونه

مهم ولی تویی که اسم نازت، با من یه جایی پشت آسمونه

اونا نمی دونن ستاره هامون

دو تاس ولی توی یه کهکشونه

اینو بخون تا دوباره بدونی

دیوونتم ، دیوونتم ، دیوونه...

 

 

محمدم! ابرها را مي شمارم و مي دانم كه هميشه

 نهايت دلتنگي ابرها باران است

و نهايت دلتنگي من تو...

پس بيا تا هستيم را در وجودت خلاصه كنم...

 

 محمد جونم دوستت دارم و درآرزوي ديدارت ثانيه ها را مي شمارم )

و مي دونم پايان راه دشوار عشق رسيدن به درياي آروم وصال است.)

محمدم همونطور كه خودت واين دوست خوبمون آقا سعيد ميگه

خوبيه اين فاصله ها اينه كه قدر عشقمونو بيشتر مي دونيم

بيشتر دلتنگ هم ميشيم و همين كه لحظه ها رو مي شماريم

واسه يه لحظه ديدار خودش يه خاطره ميشه

خاطره اي كه حتماً يه روزي باعث ميشه قدر با هم بودنو بيشتر بدونيم.

بيشتر از هميشه دوستت دارم اميدوارم هر چه زودتر حالت خوب بشه.

دلم واسه صحبتاي شبونمون تنگ شده.دلم واسه صدات واسه مهربونيات

خيلي تنگ شده.امروز قراره اين 10 روز انتظار تموم بشه

منتظرم  زودتر بزنگي كه دلم شديداً هواتو كرده دلم برات خيلي تنگيده.

هميشه دوستت دارم هميشه عاشقث مي مونم

 و با تمام وجود مي پرستمت.

 اين مهمه كه مي دونم واسه من چقدر عزيزي)

من كه جام عشق رو دادم چه بنوشي چه بريزي )

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: پنجشنبه 25 مرداد1386 در ساعت: 12:24
|+|
اینم واسه عشقم...

 

چقدر قشنگه که آدم یکی رو داشته باشه که به خاطرش زندگی کنه 

چقدر قشنگه بدونی که اونم فقط به تو فکر میکنه

چقدر قشنگه تا میخوای حرف بزنی اسم اون رو لبات بشینه

چقدر قشنگه بدون اینکه التماس توچشمات باشه هر روز بهت بگه :

دوستت دارم...

 

 محمد جونم بدون يكي هست كه تا ابد قلبش فقط و فقط مال توست

 به عشق تو مي تپه و عاشقانه و با تمام وجود

 دوستت داره...


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 23 مرداد1386 در ساعت: 15:50
|+|
تقديم به محمد جونم...

 

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ای کاش می دانستی بدون تو،

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

وای کاش می دیدی قلبی را

که فقط؛

برای تو می تپد...

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: شنبه 20 مرداد1386 در ساعت: 13:6
|+|

برای آخرین بار ، ستاره ! دست نگهدار!

فرصت تازه می خوام ، قبل از خدا نگهدار!

در حق چشمای تو ، این دل خسته ، بد کرد!

دست نوازشت رو ، پس زد و ساده رد کرد!

یه وقت دیگه می خوام واسه دوباره ساختن!

این خواهش و رد نکن ، ای گل هستی من !

نگو خدا نگهدار ! ستاره ! دست نگهدار !

نذار که جون ببازه یه عاشق بی قرار!

به تو قسم که این بار ، گریه ت نمی شه تکرار!

دیگه نمی شه تکرار ، اون همه اشک تب دار!

می خوام دوباره با تو ، یه شعر نو بسازم !

نذار به جرم دیروز ، امروزم و ببازم !

فرصت تازه می خوام تا با تو پر بگیرم!

من هنوزم می تونم به پای تو بمیرم !

گناه دیروزمو ، ببخش و بگذر از من !

هنوز مجالی مونده برای عاشق شدن!

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه 17 مرداد1386 در ساعت: 14:45
|+|

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني ...

دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني

دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني ...

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني ...

دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني ...

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني ...

دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني.

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: سه شنبه 9 مرداد1386 در ساعت: 12:24
|+|

 

يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم ،

چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو

هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره ،

يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم .

يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم

چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره.

 

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: چهارشنبه 13 تیر1386 در ساعت: 12:12
|+|
تقدیم به ستاره ی شبهام...

 

 

می خواهم بهار برگهای خزان زده ام باشی .
می خواهم در زندگی دستم را بگیری و از کوه غم و غصه رهایم کنی.

می خواهم ابر باشی وبر زندگی تیره و تاریکم بباری.

می خواهم خورشید باشی و به شب های تنهایی ام بتابی .
می خواهم دریایی پراز صفا و صمیمیت ودوست داشتن باشی.

می خواهم براي هميشه دوستی صمیمی و واقعی برایم باشی .

می خواهم محراب نیازم باشی و من در برابرت سجده کنم .

می خواهم به سراغم بیایی تا قلبم را در زیر پاهایت بریزم وجانم را فدایت کنم ...


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: دوشنبه 11 تیر1386 در ساعت: 16:41
|+|

 

تورادوست دارم ولي هرگزبرايت اشك نخواهم ريخت.

تورادوست دارم ولي هرگز برايت گل سرخي هديه نخواهم آورد.

تورادوست دارم ولي هرگزدرآتش عشقت نخواهم سوخت.

( مي دوني چرا ؟)

چون با اولين نگاه اولين قطره ي اشك ازچشمانم فرو ريخت.

چون با اولين نگاه قلبم را كه بهترين گل سرخ بود هديه دادم.

چون با اولين نگاه درآتش عشق تو سوختم...

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: پنجشنبه 31 خرداد1386 در ساعت: 14:50
|+|

 تقدیم به بهترینم...

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

دوستت‌دارم‌

تو را دوست خواهم داشت

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم ، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»

 


نوشته شده توسط: ღ♥ღ (¯`·.¸آنيتا¸.·´¯)ღ♥ღ مورخ: دوشنبه 28 خرداد1386 در ساعت: 16:15
|+|

EshghE Abadi: عشق آن نيست كه يك دل به صد يار دهي عشق آن است كه صد دل به يك يار دهي

عاشق ترين عاشق